تبلیغات
داستان های کوتاه - مطالب باحال...
تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 10:46 ب.ظ | نویسنده : mohsen gh
رفیقم پفک بهم تعارف کرد 2تا برداشتم گفت خب دیگه بسته.برگشت دستش خورد به درخت نصفش ریخت تو جوب(کلید اسرار)
  انکار نکنید همتون حداقل یه بار تو بچگی در یخچال رو آروم می بستین از لای درش به زور نیگاه میکردین ببینین کی چراغش خاموش میشه!
 طرف توی کوه داشته قدم میزده.یه زمرد پیدا کرده به وزنه یازده کیلو!بعدش من یه بیست و پنج تومنی پیدا کردم خم شدم بردارم.شلوارم پاره شد
آخه این چه وضعیه؟ پیراهن پاره مد شد شلوار پاره مد شد.کلاه سوراخ مد شد پس چرا این جوراب پاره مد نمیشه؟