تبلیغات
داستان های کوتاه - شعر
تاریخ : دوشنبه 28 اسفند 1391 | 12:39 ق.ظ | نویسنده : mohsen gh
یه شب خوابت چشامو بی خبر برد

به دنیایی از این جا ساده تر برد

 

به دنیای گل و نور وترانه

میون لحظه های عاشقانه

 

تو تنها دلخوشی،تنها امیدی

تو حرفی که نمی گفتم شنیدی

 

تو با من بودی و من بی تو افسوس

تو خورشیدی و من دنبال فانوس

 

تو رقص ماه و خورشید و ستاره

خودم رو با تو می دیدم دوباره

 

میون خواب و بیداری نشستم

هنوز هم پیش چشم های تو هستم