تبلیغات
داستان های کوتاه - نامه ای به کوروش کبیر
تاریخ : شنبه 15 مهر 1391 | 01:16 ق.ظ | نویسنده : mohsen gh
بخواب پادشاه خوبان

بخواب تا نبینی آنچه در ایران تو میگذرد

ایرانت مهد تمدنت

آنجا که تو آن را به عرش رساندی اینک شده برهوتی بی آب و علف

دیگر حتی مردمانش اسم ایرانی ندارند

جای آرش و کوروش و مازیار و ...را ستار و جابر و قادر گرفته اند

ایرانی شده عرب صفت...

همون اعرابی که ملخ خوراکشون بوده مارو به حساب برده ی در چادرشون هم حساب نمی یاورند

بخواب تا نبینی که ایرانت اینک صد پاره شده و آن امپراتوری مقتدر و گسترده اینک از بی لیاقتی جانشینانت شده قد یک کف دست !

بخواب تا نبینی که سرزمینی که تو آن را پر از نوع دوستی و لطف و محبت کرده بودی اینک پر شده از زجه های یتیمان و فقرا و اسیران...

بخواب پادشاه من

بخواب ای امپراتور آسمانی

بخواب تا نبینی که ایرانی که تو آن را سفیر صلح کرده بودی اینک به جنگ خود و به خونریزی و به کشتار خود میبالد

منشور حقوق بشر تورا اینک تمام دنیا بر یکدیگر میخوانند و نوع بشر به آن افتخار میکند اما اینک در کشورت ... !

کجاست آن شکوه و اقتدار ؟

بخواب تا نبینی که آثار تاریخت را خانه شیطان نامیده اند و نابود کردند

بخواب تا نشنوی که چه بیشرمانه تورا افسانه نامیدند

بخواب که میدانم اگر بیدار شوی و ایرانت را ببینی زبانم لال دلت در سینه خواهد ترکید


برچسب ها: نامه ای به كوروش كبیر،